Storyline
زندگی آقای کتل مدیر بانکی واحد در شهر کوچکی در انگلستان به سبک بسیار منظم پیش می رود تا این که روزی در حالی که به کار می رفت ناگهان از تماشای مغازه کودکان متوجه می شود با کیف و بسته به خانه می آید و می شنود که قصد ندارد دیگر به کار برود در این روز او با عشق خود روبه رو می شود و پس از ماجراهایی طنزآمیز و تراژیک تصمیم به زندگی آزاد و شاد تری می گیرد