ژونا تونو با دوخواهر دوقلوی به نام سانا زندگی میکند. او دانشآموز عادی مدرسه خصوصی ساکوراهاما است؛ اما در گذشته حادثهای ترافیکی او را از والدین و حافظهاش محروم کرد. ژونا از این حادثه جان سالم به در برد و از آن زمان تنها با خواهرش زندگی میکند. زندگی فعلی او با سانا در مدرسه برابر آنقدر شاد است که به گذشتهٔ تلخ فکر نمیکند؛ با این وجود او به مرور خاطراتی که در سانحه از دست داده است را بهیاد میآورد. حقیقت پنهان در حافظهٔ او چیست؟