خط داستانی
یِ چِن، الههای باستانی، از جهان خدایان به دنیای جهان آبی سقوط کرده است. اینجا، صدها هزار کشور ایستادهاند و قهرمانان برای هژمونی میجنگند. یِ چِن برای قرنها در این دنیای آبی روشن پاگرفته و نیروی عظیمی بنیان نهاده است. در باژو چیاانگو، وجود یِ چِن همیشه به عنوان افسانهای ماندنی است. اما نیرویی که از جهان خدایان بر جهان آبی اشاعه مییابد به آرامی گسترش مییابد و نبردی بیرحم با اژدها بهزودی آغاز میشود. در پایتخت نانژو، نخستین نبرد ایالت تِیِنبِی؛ هونگ شو و دو مرد وِلونگ از دروازه دوبخشی شانگیوِمنِ گِیت مقابل کاخ شُوَنِ میدان، اما در دستان سُو شیاوشر، رهبر گروه کاخ شوشن، شکست خوردند. ارتش شمالی در بخش شرقی جنوب چین ظاهر شد و خواستار شکستن جنوب است. مدافعان از امنیت مردم نانژو و طوفان چشم انداز را نادیده میگیرند و قصد دارند دروازه شهر را به تسلیم باز کنند.