خط داستانی
سئوک جو ویفرز برادرش سئوک هیون را نفرت دارد. او از کودکی troublemaker بوده و حالا فقط یک مغازه ماهی فروشی دارد. او فکر میکند مادرشان به دلیل او درگذشته است. او از مدرسه متنفر است. از چان هو که همیشه به او چسبیده متنفر است. از هیون ته که بچهها را مورد آزار و اذیت قرار میدهد نیز نفرت دارد. روزی با جونگ بوم روبهرو میشود. جونگ بوم از سئوک جو میخواهد تجربهای که برای جونگ بوم سردرد ایجاد کرده بود را از بین ببرد. سئوک هیون نمیخواهد او با جونگ بوم ملاقات کند اما سئوک جو که حتی فکر تبدیل شدن به برادرش را هم تحمل نمیکند، به ملاقات با او ادامه میدهد. سپس در یک اتفاق فاجعهبار گرفتار میشود.