خط داستانی
وقتی تاکوما کاکینوتشین ٨ سالش بود، مدت کوتاهی در بیمارستان گذراند. با مایو تاناتا که همسن او بود دوست شد. روزی از بیمارستان بیرون آمدند و به پارک رفتند. در آنجا تاکوما کاکینوتشین و مایو تاناتا قول دادند که با هم ازدواج کنند. هیچ تردیدی درباره آینده با هم نداشتند. هفت سال بعد، تاکوما کاکینوتشین در سن ۱۵ سالگی وارد دبیرستانی معتبر شد. در مراسم خوشآمدگویی دبیرستان، نماینده یکی از دانشآموزان تازه وارد به سکوی سخنرانی میرود. تاکوما کاکینوتشین با دیدن اینکه آن دختر مایو تاناتا است شوکه میشود. فقط برای اینکه با تاکوما کاکینوتشین باشد، مایو تاناتا بهشدت تلاش کرد تا وارد همان دبیرستان معتبر شود. تاکوما کاکینوتشین سعی کرد از او دوری کند، اگرچه او را دوست دارد. وقتی کوچکتر بود، او فهمید مدت زندگیاش چقدر است。」