سالها یو نو رویای ورود به مدرسه عالی هنر یامابوکی داشت، اما اکنون که پذیرفته شده، برای نخستین بار با این ترس رو به رو میشود که از خانه و خانوادهاش دور شود! خوشبختانه یو نو به سرعت میآموزد که اگر همسایگان جدیدش در آپارتمانهای روشنای خورشیدی از نظر فنی به عنوان خانواده محسوب نشوند، حداقل اکثریت با پیوند همسانی با همسالان هنرآموز را دارند. از دانشآموزان سال دوم مانند هیرو و سائه که سعی میکنند مانند خواهران بزرگتر مفید رفتار کنند (تا حدودی موفق)، تا همسایه پرانرژی جدید، همکلاس و بهترین دوستش میاکو که معمولاً بیشترین انرژی را دارد، یو نو به ساخت شبکه حمایتی میپردازد که برای برخورد با کاراکترهای عجیب مانند صاحبخانه نسبتاً مردانهاش، معلم خانهداری که به هویتی کَسگرا کیفی دارد، رئیس مدرسه که مرتباً به عصبانی میشود و سایر ساکنان عجیب جهان هنریاش به آن نیاز دارد.