این سریال اپرای صابونی داستان Aurélia Camargo جوان را دنبال میکند که عاشق روزنامهنگار جاهطلب Fernando Seixas میشود؛ اما او نیز به او عشق میورزد، اما وقتی از سوی Adelaide دعوتنامه ازدواج دریافت میکند، آن را رد میکند. Aurélia پس از رسیدن به ۱۸ سالگی با ارثی از پدر پدربزرگش پولدار میشود و قوانین خود را برای زندگیاش وضع میکند، اما جامعه آن زمان با استقلال زنان موافق نیست. او به یک خویشسالار دوردست به نام Dona Firmina Mascarenhas و مدیر Mr. Lemos برای راهنمایی در بازرگانی وابسته میشود تا بتواند Fernando را دوباره در زندگی خود ببیند.