فیلسوف آلمانی لودویگ فئرْباخ (1804–1872) در تاثیرگذاری عمیق بر تفکر دینی و فلسفه مادیگرایانه مشهور است. او با نقد الهیات مسیحی آغاز کرد و مدعی شد که خدا مفهومی انسانی است که از خصوصیات و ویژگیهای بشری به صورت گسترده نشات میگیرد. فئرْباخ بر این باور بود که دربارهٔ خدا چیزی جز تفسیر نهایی از انسان نیست و به جای ستایش از سوی معنویات، انسان به سازندهٔ تصویر خیالینی از خود میپردازد. این رویکرد او را به سمت ایدهٔ آگاهیزدایی از مقدس و تمرکز بر طبیعت و ماده رهنمون کرد. او همچنین به تقابل میان آگاهی دینی و واقعیت جهانی، که به باور او در مادهٔ جهان تجربه میشود، اشاره کرد و تأکید کرد که دین، به عنوان ظاهرهای انسانی، به شکل گیری اخلاق، هنر و فرهنگ منجر میشود. فئرْباخ تأثیر قابل توجهی بر فلاسفهٔ بعد از خود داشت، از جمله کارل مارکس و فرادندان فکریِ آئینمندِ مادیگرایی، که از نقد دین بهعنوان کلید فهم جامعه و تاریخ بهره بردند. میتوان گفت که اندیشهٔ او در زمینهٔ نقد الهیات و بازاندیشی در رابطهٔ انسان با خدا، بنیانگذار جریانی بود که در moderneٔ فلسفهٔ اجتماعی و تاریخی نقش بسزایی ایفا کرد.