خط داستانی
استن پناهنده ای از کشوری با رژیم دیکتاتوری است که از تابعیت خود محروم شده است. او در جستجوی ادامه زندگی به عنوان پناهنده در اروپا است، اما چون تابعیت ندارد، این امر به ماموریتی غیرممکن تبدیل می شود. در زندان پناهندگان بلغارستان با سه نفر آشنا می شود و تصمیم می گیرند کشور خود را در دریای کنار سکوی متروک پایه گذاری کنند. هنگام رسیدن به سکوی پناه، متوجه می شوند جونا نیز در آنجا زندگی می کند که از دنیای مادی فرار کرده و به دنبال راهی برای ادامه زندگی است.