خط داستانی
سه سال از زمانی که ایچیرو تاکئو ژاپن را ترک کرد، میگذرد. او یک پزشک جوان با آیندهای درخشان بود، تا اینکه اشتباه پزشکیاش باعث مرگ یک سیاستمدار بزرگ شد. او از بیمارستان اخراج شد و از آن زمان به عنوان پزشک در کشتیهای مسافرتی در سرتاسر جهان سفر کرد. هنگامی که به بندرهای تایوان در جزیره کینمون نزدیک میشد، به یاد روزهایش در ژاپن افتاد - او به یاد دختر تایوانی، یان، افتاد که در زمان حادثه پزشکیاش او را از ناامیدی نجات داد. در زمان جنگ، این دو دوباره شعلهای قدیمی را زنده میکنند.