خط داستانی
یک پسر بچه جوان باور دارد که پس از مصیبتی که خانوادهشان را دربرگرفته، مجبور شده سرپرستی دو خواهر و برادر کوچکترش را به عهده بگیرد. او میترسد که آنها از هم جدا شوند و دیگر یکدیگر را نبینند، مانند کودکانی مهاجری که دیده بود این اتفاق در اخبار برایشان افتاده است.