خط داستانی
کریسمس در شهر دلنشین بریار فالز امسال تلخ و شیرین خواهد بود زمانی که معمار نل به زادگاهش برمیگردد تا وظیفه تبدیل خانه تاریخی مَجستیک به یک چندمنظوره مدرن را بر عهده بگیرد، که این موضوع با اعتراضات شهروندان همراه است. این تئاتر محل برگزاری نمایشهای سالانه کریسمس آنها بوده است، که اکنون پس از یک سنت طولانی و تاریخی به پایان خواهد رسید. این شغل اولین ترفیع نل است و او آرزو میکند که برای این کار انتخاب نمیشد، به ویژه زمانی که با مالک جدید تئاتر، کانر، ملاقات میکند که دیدگاهها و ایدههایش با نل در تضاد است. از آنجا که کانر تجربه زیادی در جشن گرفتن کریسمس ندارد، نل امیدوار است که اگر بتواند در طول جشنواره دوازده روزه شهر، یک دوره فشرده کریسمس به او آموزش دهد، شاید او نظرش را درباره مدرنسازی مَجستیک تغییر دهد.