علی و مریم در نگاه اول یک خانواده معمولی هستند. مریم از رابطه قبلی خود با فریت یک فرزند دارد. هنگامی که فریت پس از سالها دوباره ظاهر میشود، علی همسرش را در معرض آزمایش اعتماد قرار میدهد. در حالی که مریم بین احساس وظیفه و عذاب عشق گرفتار شده، عزت نفس علی شروع به فروپاشی میکند. قتل فریت آتش بیاعتمادی بین آنها را شعلهور میسازد. آنها برای صحبت کردن با یکدیگر بیش از حد به هم بدگمان هستند. در طول بازجویی پلیس، آنها بار دیگر به یکدیگر میچسبند. همدستی تبدیل به چسب اعتماد بین آنها میشود. حالا آنها یک خانواده واقعی هستند.