نایانتارا، روزگاری هنرپیشهٔ تئاتر مطرحی بود، با توجهی تندی در زندگیاش مواجه میشود زیرا همسرش به گناهها میافتد و او را تنها میگذارد تا بار مالی را بر دوش بکشد. با وجود مشکلاتش، نایانتارا تبدیل به تنها منبع درآمد برای فرزندش کومار میشود که بعدها در برابر مشکلات مغازه الکترونیکش دست به تجربه میزند.