خط داستانی
گذشته از نیمه شب است. ژائو برای کشیدن سیگار می رود و همسر نوشئویش را در طبقه بالا خاموش خاموش به خواب می برد. همسایه لی مقابل ساختمان از بالا می پرد و خودکشی او ویدیوی جنسی گرفته شده با تلفن را آشکار می کند. سان چینگ عاشق استاد یا استاد سون می شود. او می خواهد رابطه اش را با او گسترش دهد در سفری کنار دریا اما در نهایت می فهمد تلاش هایش بی فایده است. های لونگ آشنای قدیمی سون است او سعی می کند سان چینگ و موکلش وانگ را به هم برساند تا سان چینگ فرصت انتقام را در تونل تاریک جزیره بیابد. وانگ به سان چینگ کابوسی می گوید که کل داستان را فاش می کند.