خط داستانی
این داستان پریان درباره دو خواهر به نامهای Bawang Merah و Bawang Putih است. پس از مرگ پدرشان، Bawang Merah و مادرش، Labu، مجبورند خانه را با Kundor سلطهجو و Bawang Putih تقسیم کنند. Bawang Merah باید سختیهای بیشتری را تحمل کند زمانی که مادرش میمیرد. او به هر شکلی که تصور کنید توسط Kundor و Bawang Putih مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. با پیشرفت داستان، مادرش در نهایت به عنوان یک ماهی دوباره ظاهر میشود. Bawang Merah خوشحالتر میشود و این موضوع هر دو را، یعنی Kundor و Bawang Putih، گیج میکند. او وقتی که یک شاهزاده صدای او را در جنگل میشنود و با او ازدواج میکند، به خوشبختی میرسد. البته، Kundor بسیار ناراحت است که بچهاش، Bawang Putih، با هیچکس، چه برسد به یک شاهزاده، ازدواج نکرده است. بنابراین او نقشهای شیطانی برای نابود کردن ازدواج Bawang Merah و جلب توجه شاهزاده به Bawang Putih طراحی میکند.