خط داستانی
آندره، یک نوجوان، در یک شهر صنعتی در برزیل نزدیک یک کارخانه قدیمی آلومینیوم زندگی میکند. یک روز، یک کارگر کارخانه به نام کریستیانو دچار حادثه میشود. وقتی از آندره خواسته میشود تا به خانه کریستیانو برود و لباسها و مدارک او را بردارد، او به یک دفترچه برمیخورد و اینجا است که آرابی آغاز میشود - یا بهتر بگوییم، دگرگون میشود. وقتی آندره از یادداشتهای روزانه میخواند، ما به زندگی کریستیانو غوطهور میشویم، به داستانهای سفرها، ماجراجوییها و عشقهای او.