اولگا، کاتیا و آندری از دوران کودکی یکدیگر را میشناسند. آنها سالها پیش به مسکو نقل مکان کردند و به موفقیتهایی دست یافتند. اولگا یک بازیگر است، کاتیا در یک آژانس بزرگ روابط عمومی کار میکند و آندری یک تحلیلگر سیاسی است. آنها ماشین میخرند، وام میگیرند و خانههای روستایی میسازند. درست مثل بقیه. اما زندگی آنها نه خوشبختی به ارمغان میآورد و نه رضایت. احساس "چیزی درست نیست اما نمیتوانم بگویم چیست" زندگی سیسالههای امروزی را زیر بنای خود قرار داده است. دوران کودکی آنها در دوران شوروی گذشت، زمانی که بچهها آرزو داشتند قهرمان شوند، به داستانهای جاسوسی و آیندهای روشن باور داشتند. اما هیچکس انتظار نداشت که رویای قهرمان شدن با رویای وجودی پایدار و قابل پیشبینی جایگزین شود. مردم دیگر به چیزهای واقعاً بزرگ آرزو نمیکنند. آنها فقط نقشهای خود را بازی میکنند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.