خواهر تالیای در آستانه گرفتن نذر دائمی خود، از مرگ دوستش توی مطلع میشود و متوجه میشود که دوست دیگری به نام ترنگ توسط یک شیطان تسخیر شده است. با استفاده از تواناییاش به عنوان یک واسطه، تالیای شیطان را بیرون میکند و به کارآگاه او در تحقیق درباره یک سری خودکشی زنجیرهای کمک میکند. آنها متوجه میشوند که مادر تویا، چائو، یک شمن از ویتنام، از یک نفرین به نام "گو" برای وادار کردن مردم به خودکشی استفاده میکند. وقتی تالیای متوجه میشود که چائو قصد دارد نفرین را به دختر تویا، جین، منتقل کند، تصمیم میگیرد خود را فدای این نفرین کند و آن را به بدن خود بگیرد. در حالی که برای سرنوشتش آماده میشود، تالیای با حقیقتی غیرمنتظره مواجه میشود.