پناهنده
Refugiado
ماتیاس ۷ ساله پس از بازگشت از جشن تولد یک دوست، مادرش، لورا، را در حال بیهوشی روی زمین پیدا میکند. وقتی او به هوش میآید، تصمیم میگیرند خانه را ترک کنند و به یک پناهگاه برای زنان آسیبدیده بروند، جایی که ۴۸ ساعت را سپری میکنند تا لورا تصمیم بگیرد زندگیاش را در جای دیگری از نو بسازد. از دیدگاه ماتیاس، ما فرار آنها را در شهری که همه چیز برای ماتیاس خطرناک و غریبه به نظر میرسد، کشف خواهیم کرد تا اینکه لورا جایی امن برای بزرگ کردن پسرش پیدا کند.