خط داستانی
یک روزگار ازدواج به هم خورده بین لوکاس و ایدیث پس از ده سال دوباره با هم روبهرو میشوند وقتی که ایدیث درخواست میکند در آرامگاه جایی که فرزندشان دفن است با هم دیدار کنند. در انتظار طولانی گفتوگوهایشان گذشتهٔ مشترک را مرور میکنند و چشماندازهای تازهای برای آینده میپرورانند.