خط داستانی
سال ۱۹۷۵ است؛ دو همکار به نامهای راملی و مالک به نظارت بر پروژهٔ ساختمانی نیروگاه هیدروالکتریک در روستای کامپوگ کِمپونگ فرستاده شدهاند. شب هنگام، در بیانگیزگی جاده، درختی سقوط میکند و مأموران برای یافتن کمک با ابزار محدود به خودرو پناه میبرند و معمولاً با موجودی ترسناک برای روستاییان ترسناک مواجه میشوند.