اعتراف - چگونه فهمیدم که هرگز انقلاب را به راه نخواهم انداخت
Confession – How I Found Out I Wouldn't Make the Revolution
این داستانی است از کودکی ابدی که شکل و معنای هر آنچه در آینده خواهد آمد از آن برمیخیزد. کجایید؟ من کجا هستم؟ چرا اینجا هستیم؟ چگونه همه چیز تغییر کرد و ما هرگز متوجه نشدیم؟ زمان گذشته و هیچ کس دوباره به پنجرهام فریادی نخواهد زد. و در این تاریکی که به نظر میرسد همه چیز را احاطه کرده است، کوچکترین نشانی هم کافی بود: اشارهای، آهنگی، کلمهای، بوسهای، حضور یکی. ساده بود اگر نیت ما به انجام کارهای خوب بدل میشد.