خط داستانی
پراشانتی از رویاهایش برای عشق دست می کشد و سپس در روابط خشونت بار استادش و بعد هم با همسرش اوکار گرفتار می شود که با ظاهر حمایت گر اما با خشونت و دستکاری رفتار می کند. پس از تحمل آسیب روحی خیانت و سقط قلب شکن، او به طور مخفیانه تقویت می شود، از کنترل او فرار می کند و با راه اندازی کسب و کار موفقی زندگی اش را بازسازی می کند. وقتی آزار اوکار در برابر عموم مطرح می شود و به دادگاه می رسد، او طلاق را رد می کند، نه از روی عشق، بلکه به منظور جلوگیری از رنج بردنِ زن دیگری.