راجا برسیونگ
Raja Bersiong
بر اساس یک افسانه مالایی، داستان یک پادشاه را روایت میکند که پس از اینکه سرآشپز به طور تصادفی انگشت خود را برید و خونش را به غذای پادشاه مخلوط کرد، به طرز عجیبی از طعم غذا راضی شد و سرآشپز را ترفیع داد. سرآشپز به طور صادقانه به پادشاه گفت که خونش به دلیل خرد کردن مواد غذایی به غذا مخلوط شده است. از آن لحظه به بعد، او به طعم خون انسان اعتیاد پیدا کرد و دندانهای نیشش رشد کرد؛ بنابراین مردم خود به زودی قربانیان بعدی او شدند.