خط داستانی
گروهی از دوستان به عرض شبانه به سردخانه شهر می روند تا به امی به مناسبت تولدش شگفتی بدهند. اما شگفتی برای آنهاست چون جسد تک چشم جیکوب گودنایت در یک سطح سرد پایین، ناگهان برخاسته و مهمانی پر سروصدا را به کشت و کشتار تبدیل می کند
گروهی از دوستان به عرض شبانه به سردخانه شهر می روند تا به امی به مناسبت تولدش شگفتی بدهند. اما شگفتی برای آنهاست چون جسد تک چشم جیکوب گودنایت در یک سطح سرد پایین، ناگهان برخاسته و مهمانی پر سروصدا را به کشت و کشتار تبدیل می کند