خط داستانی
فیلم بر اساس داستانی عادی از زندگی روزمره است. مایلا و گنداب به مدت یک سال نامزدند. وقتی گنداب از تحصیل در باکو برمیگردد، از والدین خود میخواهد حلقه نامزدی اش را پس بدهند. با روایت اتفاقات معلوم میشود که گنداب در باکو با پسری به نام فگان آشنا شده و عاشق او میشود. فگان نیز با عشقش به روستا میآید و از آن پس اوضاع پیچیدهتر میشود...