کارگر فولاد به طور فاجعه بار اخراج می شود روزی با مسواک زدن متوجه می شود تکه ای چوب از پشتش رشد کرده است مانند توماری که روی بدنش شکل می گیرد به ویژه فریاد می کند نا مربوط بودن به کار یعنی بی کار بودن با این علامت اکنون باید در مقابل نگاه دیگران کارفرمایان همسرش و غیره زندگی کند مسوولیتی که به تدریج دستخوش دگرگونی می شود