یک عزلتنشین پیر در یک خانه بزرگ به تنهایی زندگی میکند. آن صبح، او تصمیم میگیرد که به پیادهروی برود. دور از هزارتوی عزلتنشینیاش، پیادهروی در ساحل به نظر میرسد که برنامه خوبی برای روز باشد. با این حال، دنیای بیرون چیزی شوم درباره او فاش خواهد کرد.