Дорогая, я больше не перезвоню
فیلم عزیزم، دیگر به تو زنگ نمیزنم
دانیال یک تبلیغکننده موفق است که به نوعی از سندرم تأخیر در زندگی مبتلاست. او به خاطر آیندهای ایدهآل که همیشه در خواب میبیند، حال را تحمل میکند: درآمدی ثابت، خانهای در ایتالیا و همسری زیبا از شبکههای اجتماعی. او با تمام قوا به سمت هدفش پیش میرود، اما زندگی تغییراتی ایجاد میکند، یا بهتر بگوییم، مرگ. با به تعویق انداختن همه چیز، دانیال بیماری قدیمیاش را شروع میکند و ناگهان به کما میرود. او در اتاق انتظار زندگی پس از مرگ قرار میگیرد که به طرز مشکوکی شبیه فرودگاه تبلیغ اخیرش است. تنها دو پرواز وجود دارد — به بهشت یا جهنم. با این حال، شانس بازگشت به دنیای زندهها نیز از دست نرفته است. در حالی که وقتش را در بار محلی "عزیزم، دیگر به تو زنگ نمیزنم" میگذرانند، دانیال به بازنگری زندگیاش میپردازد و سعی میکند همه چیز را درست کند.