خط داستانی
لابینیا، مادری تنها که می خواهد زندگی بهتری برای خود و پسر ۱۳ ساله اش بسازد، در روستای فقیر رمانی زندگی می کند. او impulsive است، از درک موقعیت ها با سردرگمی برخورد می کند و عشق ورزیدن را نمی داند. اما پسرش که در آستانه دوران کودکی به نوجوانی گام می گذارد، به مادرش بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد و در چهار فصل روابطشان به آزمایش کشیده می شود.