من درودی و شایستگی
I frid och värdighet
ایریک لِوین زمینی را به فرزندش اجاره میدهد و بازنشسته میشود. برای اینکه مزاحم فرزند نباشد، به خانه سالمندان میرود و منتظر دیدار با همسالان خود است