تنها
Solo
توماس افسر نظامی با کارنامه ای موفق است. با همسرش ترزا ازدواج کرده و پدر لوقاس، پسری نابینا که جهان را فراتر از دید انسانها میبیند و میشنود. با وجود نابیناییاش، لوقاس چیزهایی میبیند که دیگران نمیبینند و آنچه دیگران نمیشنوند را میشنود. او میداند اتفاقی شوکآور در راه است.