پس از پایان جلسهٔ موفق با تهیهکنندگان فیلم در بنگلور، نندا، آهنگساز آگهیهای رادیویی، به بزرگراه بنگلور–چنای میافتد. در مسیر، خودرویش خراب میشود و با آرجون، فرزند بازرگان، که در همان مقصد است، به شکل کمک رانندگی میکند. در طول سفر، دربارهٔ زندگی شخصیشان صحبت میکنند تا این که آرجون پیشنهادی میدهد؛ معاملهای که با قتل همراه است اما وعده بهتری در زندگی شخصیشان میدهد. اما این معامله به سود نندا نیست و به زودی در مشکلات عمیقتری گیر میافتد.