خط داستانی
سلیوی که تقریبا شصت ساله است به میکل عشق میورزد مردی خشن که در زندان با او ازدواج میکند این زوج با رویا داشتن از آغاز دوباره با بازگشایی یک فروشگاه گل در نوآیی زندگی دوباره میخواهند اما پسرِ سلیوی یعنی آبل بر این ازدواج مشکوک است و با تصمیمِ جدی مخالفت میکند