خط داستانی
جان هنسون بیست و هفت سال است که در حال کار بر روی رمان گرافیکی خود است؛ بیش از هزار صفحه اما هیچ کس آن را نمیخواند چه برسد به انتشار. ناگهان دوست قدیمی اش کارل که نامزد دوست دخترش بود، به او ظاهر می شود. کارل به راز کوچکی پی برده است: سالها قبل، پدر مرحوم جان در نقشهای با یک زمین گلف و دویست و پنجاه هزار دلار پول دزدیده شده از تیمستِرها دست داشته. کارل فکر میکند پول در کلبه جان در دریاچه جنیوا پنهان است. جان با اکراه با کارل همراه میشود تا پول دزدیده را پیدا کنند. فم فتالهای محلی و پلیسی که به دنبال تیراندازی است ممکن است مانع راه شوند، اما سوال اصلی این است که آیا این دوستی ارزش دوباره بودن را دارد؟