مارین، یک مسئول پذیرش کمرو است که در خفا عاشق همکارش الئواز است اما جرات ندارد از او برای قرار ملاقات دعوت کند. در حین انجام وظیفه، یک مشتری تهدیدآمیز به او حمله میکند. این مواجهه، او را به شبهایی میکشاند که برای کشف خودش و غلبه بر ترسهای بنیادینش، نجاتبخش خواهند بود.