مارسل دو بارته، بیوه جوان فرانسوی است که از زمان مرگ شوهرش حدود هفت سال پیش، زندگی منزوی در خانه روستایی خود با چهار فرزندش را سپری کرده است. بزرگترین آنها، امی، دختر جوان و زیبای هفده سالهای است که به طور محتاطانه به زندگی مذهبی اعتقاد دارد. دومین فرزند، برتراند، پانزده ساله، برای تعطیلات تبادل به انگلستان فرستاده شده و در زمان آغاز نمایش، بچههای فرانسوی با هیجان منتظر ورود او هستند. همچنین یک معلم فرانسوی و یک معلم خصوصی به نام بلیز لبل با خانواده زندگی میکنند. لبل بر خانواده تسلطی غمانگیز دارد و ورود هری، پسر انگلیسی، موجی از کینه و ترس را در او به راه میاندازد.