خط داستانی
یک آقا به یک مشاور مو برای مشکلات کچلی خود مراجعه میکند. مشاور یک لوسیون جدید را توصیه میکند. آقا قانع میشود و یک پیک به سرعت برای تحویل آن ارسال میشود که به لژ کنسیرژ میرسد. کنسیرژ، کنجکاو و با تصور اینکه این یک شراب خوب است، بخش زیادی از آن را مینوشد. سپس بطری را با آب از کاراف پر میکند. همسرش بستهاش را به آقا میرساند. کنسیرژی که حالش خوب نیست، به سرعت به رختخواب میرود. وقتی بیدار میشود، سرحال است. اما ناامیدی، او کاملاً پوشیده از مو است. در ابتدا ترسیده، او و همسرش یک ایده به ذهنشان میرسد. آنها به عنوان هنرمند در یک شماره سالن موسیقی استخدام میشوند و موفقیت بزرگی به دست میآورند.