خط داستانی
دختری بیست ساله به نام وینگ به آزمایشگاه پدربزرگش در هنگ کنگ می رود. به اشتباه وینگ فضایی را باز می کند و زنی به سن خود را زنده می کند. وینگ متوجه می شود زنی که از خواب بیدار شده است مادرش گیمی است که پس از تصادف کشنده ای به مدت حدود بیست سال در انجماد بود. گیمی همچنین با این حقیقت روبرو می شود که دخترش به همان سن او است و بازیگر محبوبش لیسلی چانگ سال هاست فوت کرده است. این دو زن مادر و دختر تازه آشنا شده به دنبال یافتن دوست پسر گیمی می روند که پدر بیولوژیکی وینگ هم هست. هنگامی که او را می یابند، می فهمند که او همان مرد سال های قبل نیست و در واقع مردی میانسال بی خانمان است که زیر پل زندگی می کند.