فیلم بهستیگ اجتماعی برای بیوایان را در اواخر سده هفدهم که در هند رایج بود به تصویر می کشد. خط روایت از لایه های متعددی از پیچیدگی ها در زندگی فردی دیواکا و جایگاه او در اجتماع عبور می کند و او با خانواده اش می جنگد، با دیگران مشاجره می کند و از کیشور فاصله می گیرد، به ضوابط اجتماعی مردی دیگر ازدواج می کند و موارد دیگر. فیلم این نکته را می رساند که به جای رفتار کردن مانند گوسفندان بی اختیار تحت فشارهای اجتماعی، باید منظر هر فرد را از دیدگاه خود درک کرد. پایان فیلم با نگاهی خوشحال است که کیشور و دیواکا هر دو برخلاف ذهنیت خرافی و کور سطحی ایستاده اند و در نهایت دوباره با هم متحد می شوند.