کدخدای مزرعه دار پسر-مرد دانال متوجه می شود پدرش ناگهان درگذشته است اکنون به تنهایی دانال سعی می کند با استخدام یک فاحشه برای رها شدن از روزمرگی اش نخستین تجربه جنسی را بیابد و در نتیجه با کیم یک همراه سالمند دریاچه ازدواج می کند پس از رابطه تنهاشان عشق و تعلقی را تجربه می کنند که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودند و از طریق این ماجراها به یک حس عشق و تعلق برسند