جوجاخیچوری
Jogakhichuri
این داستانی از چهار دوست است یکی شاعری ناموفق به نام پروبال که همچنان در تلاش برای انتشار کتابهایش است یکی دانشمند ناموفق به نام دیپایان که به مصرف شدید الکل میپردازد دیگری نماینده پزشکی تنبل به نام پرموتش که در کارش بیثبات است و دوباره شغلش را عوض میکند و تنها دختر گروه سومی که صداسازی میخواند به نام سومی که برای آیندهٔ شغلی خود با خانوادهاش همکاری نمیکند و با هم در آشفتگی زندگی میکنند از روستاهای غرب بنگال تا کلکته سفر کردهاند تا فقر را رها کنند تصمیم میگیرند در خانهای تسخیرشده در مرشیدآباد سه روز بمانند اگر موفق شوند مقدار زیادی پول از صاحب خانه دریافت میکنند که ممکن است مشکلاتشان را حل کند