خط داستانی
کودکی می تواند بهترین و بی دغدغه ترین دوران زندگی باشد. با نگاه به عقب، بسیاری از تکه های کودکی را فراموش کرده ایم اما گرمای فراموش نشدنی او را هرگز انکار نمی کنیم. با این حال برای کودکانی که در شعله های جنگ و ظلم آتش دیده اند، کودکی شان سرد و ظالمانه است. Xiaoluotou کودکی فقیر است که از روز تولد در زندان زندگی می کند. مادرش کمونیست است و از این رو توسط ضد کمینتانک های ژاپن به شدت آزار می بیند. او زندانی از این کاستی هاست و حشره روی شن هدیه ای است بر سر یک کارتن کوچک. مرگ و کشتار گام های کودک را بسته اما روی تخیل آزاد او اثر نمی گذارد. در ذهن او مدرسه و زندان تفاوتی ندارند و خنده معلم آزاردهنده است. زندان خانه سیاه پر از کودکان قاتل است. او آزادانه بر فراز زندان پرواز می کند...