دروغ کوچکی که رنگ پریده است
Little White Lie
داستان بازیگر بی بختی به نام باِری که اخیراً از دوست دخترش جدا شده است را دنبال می کند؛ او در خانه در پیژامه هایش غوطه ور است و به مجری کودک روی تلویزیون روزانه خیره می شود. دو نفر به طور اتفاقی در مراسم اعطاء جوایز با هم برخورد می کنند و باِری قصد دارد مجری را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال او به طور ناخواسته در حرفه اش دروغ می گوید و وضعیتِ بازیگری خود را نادیده می گیرد تا مسیری در روانشناسی بیابد.