لالابان کامی
Lalaban Kami
شهرها از تیرانداز راستین میترسیدند که پسری cowardly دارد، وقتی او بزرگ شد به خاطر ترسوییاش طرد شد، تا اینکه با مردی ملاقات کرد که زندگیاش را تغییر داد.