این سفر لمسآمیز و ناگوار از لاسیا است که با پدرش کارما و برادر کوچکترش چمو در دهکدهای دورافتاده در هیمالیا زندگی میکند. کوههای پوشیده از برف تمیز امنیت خانه کوچکشان را احاطه کردهاند و زمینی خشک و ناامید برای مایلها به جایی نامعلوم گسترش مییابد. روزی نیروهای ارتش وارد میشوند و صد متری از درگاه خانهشان مستقر میشوند. آخرین قطعه آرامشی که خانواده از محیط آشنا میگرفت، به یک تقابل خشن، بیوقفه و غیرقابل بازگشت تبدیل میشود. این فیلم زندگی این خانواده را به تصویر میکشد که رویای وجودشان با دشواریهای ناگزیر یکی پس از دیگری قطع میشود.