جیوان، یک افسر پلیس تازهکار و با انگیزه، پس از ملاقات با اوسان، یک کارمند اجتماعی، به طرز عجیبی نگران میشود. در یک روز گرم تابستان، یک آدمربا پیامی ارسال میکند که میگوید: «اگر میخواهید کودک ربودهشده را نجات دهید، به مرکز رفاه پول اهدا کنید.» این حادثه به یک نگرانی ملی تبدیل میشود زیرا رسانهها به آن گزارش میدهند. به نوعی، جیوان به ارتباط بین این پرونده و اوسان شک دارد.