شankar دادا زنده باد
Shankar Dada Zindabad
یک اوباش به دختری که یک خانه سالمندان را مدیریت میکند، علاقهمند میشود و او اوباش را به عنوان یک استاد اشتباه میگیرد. او از او کمک میخواهد بدون اینکه بداند مردی که میخواهد خانه سالمندان را تخریب کند، رئیس او است.