پرانتئزاغ August
The Phantom of August
مامورو به عنوان یک طراح گرافیک در توکیو کار میکند. او و دوستدخترش تصمیم میگیرند به شهر زادگاهش اوتومیتیچی سفر کنند. بازگشتن به خانه با حسِ تلخ و شیرینِ بازگشت، چونمامورو هشت سال پیش به خانه بازنگشته بود. در بازگشت، او به خاطرات معشوقه سابق خود که هشت سال پیش درگذشت باز میگردد. با احساس آسیبپذیری، به معبدی که در گذشته به آن رفت و آمد داشت میرود. در آنجا تصویری از میگومی، دوستدخترِ سابقش را میبیند...